از اين مرتع آهوانه بگريز
روح اله فرج زاده، سه‌شنبه،26 آوریل 2006


۱- آنهايی که اندکی درس خوانده اند و يا آنهايی که اندکی تجربه داشته اند می دانند که ويران کردن هميشه آسانتر از درست کردن و ساختن است.

۲- نمی توان بدترين تهمتها را نثار يک فرد کرده و با آبروی او بازی کرد و انتظار داشت که با يک معذرت خواهی ساده همه چيز به خير و خوشی تمام شود. نمی دانم در طول دو سه روز چه اتفاقی برای الپر افتاده است که «يک حضرت آقا که تا توانست با نام جنبش دانشجويي نان خورد و حديث استخدام او در شركت تابعه بنياد مستضعفان و حقوق يك ميليون توماني و عروسي آنچناني‌اش شهره اهل مطلب در تهران است» تبديل شده است به «علي». آنقدر هم پسر خاله شده که حتی نام همسرش را هم بلافاصله می آورد و تقاضای بخشش می کند.

۳- بر خلاف بسياری از دوستان الپر که معذرت خواهی وی را عملی شجاعانه خوانده اند، به اعتقاد من اين معذرت خواهی خفيف اولا کمترين کاری است که وی می توانست بکند و ثانيا تهمتهای سياسی نوشته قبلی به طرز موذيانه ای در نوشته جديد وی تکرار شده اند. در اين نوشته وی با تکرار مواضع گروه سياسی خود و اصرار بر درستی نظر خود افشاری را تلويحا کسی می داند که «فكر مي‌كند صلاح كشور در آن است كه يك دموكراسي ولو به شكل تحميلي، ولو با فشار تحريم يا حتي حمله نظامي، به وجود بيايد» و مسيری که وی انتخاب کرده است را مسيری می داند که «بازگشت ندارد» و با چنين استدلالهايی و با ايمان کامل به روش و کردار سياسی گروه خود مخالفان روش سياسی خود را «خائن و وطن فروش» می نامد.

۴- البته واضح است که نوشته جديد الپر به اندازه نوشته قبلی وی تاثيرگذار نبوده و مخاطب نخواهد داشت. در مورد مظلوم نمايی های الپر در بند چهار نوشته اش هم چيزی ننويسم بهتر است...

از اين مرتع آهوانه بگريز

که آغل خوکان است آنچه فردوسش می نمايند

اگر طاغی نيستی ساقی نيز نباش

اگر قفس نمی شکنی عبث آوازخوان چنين باغی نيز نباش

سر به بهانه يی در اين گنداب فرو مکن

و به تعفن اين مرداب خو مکن

از اين مرتع آهوانه بگريز

که آنچه فردوسش می نمايند، آغل خوکان است

نه منزلگاه نيکان


ارسال نظر