عشق و مرگ
روح اله فرج زاده، جمعه،18 مارس 2006



همواره حيران مانده ام که آيا چيزی راجع به زندگی ياد گرفته ام يا نه؟ فقط اين نکته که انسان به دو قسمت ذهن (روح) و جسم تقسيم شده است. ذهن (روح) آدمی تمام ايده ها و الهامات باارزش و نو نظير شعر و فلسفه را خلق می کند اما جسم آدمی است که از آنها لذت می برد. فکر می کنم نکته مهم اين است که نبايد نگاه تلخ به زندگی داشته باشيم. اگر خدايی هم وجود داشته باشد فکر نمی کنم که شرور و شيطان صفت باشد. به نظر من بدترين چيزی که می توانيد درباره خدا بگوييد اين است که او آن چيزی نيست که ما انتظارش را داريم. بالاخره اينکه در زندگی چيزهای بدتر از مرگ هم وجود دارد. اگر يک بعدازظهرتان را با يک مشاور فروش بيمه سپری کرده باشيد می فهميد که من راجع به چه چيزی دارم صحبت مي کنم. نکته کليدی اين است که به مرگ به عنوان يک نقطه پايان نگاه نکنيد، بلکه آن را روشی موثر در کاهش هزينه های خود بدانيد. راجع به عشق هم چه چيزی می توانم بگويم؟ تعداد (کمیت) روابط جنسی که داريد مهم نيست بلکه کيفيت آنهاست که مهم است. البته اگر کميت هم به زير يک مورد در هشت ماه برسد آن موقع بايد چيز ديگری گفت.

عشق رنج است. برای کاهش رنج بایستی از عاشقی دست کشید. در این صورت انسان از عدم عشق رنج می برد. بنابراین عشق یعنی رنج، عدم عشق هم یعنی رنج و رنج یعنی رنج. برای شادی بایستی عاشق بود. بنابراین شادی هم رنج است. اما رنج باعت عدم شادی انسان می شود. بنابراین برای شاد نبودن انسان یا بایستی عاشق باشد یا عاشق رنج باشد یا از شادی بی نهایت رنج ببرد. امیدوارم که فهمیده باشید...

بخشهايی از فيلم «عشق و مرگ» کمدی درخشان وودی آلن. تازگيها با فيلمهای آلن کلی حال می کنم. به نظر من وودی آلن يک نابغه است. سکانس اعدام آلن در اين فيلم يکی از به ياد ماندنی ترين سکانسهای کمدی است که تا به حال ديده ام. فيلم را حتما ببينيد البته اگر از فلسفه خوشتان می آيد


ارسال نظر